تبليغاتX
متولد ماه مهر

متولد ماه مهر

می نویسم تا که ماند یادگار خط بماند من نمانم یادگار

دلم خیلی برات تنگ شده بود

 

 

اخ که چقدر دلم برات تنگ شده بود

اومدی با همون حال و هوای همیشگی  امروز صبح یه حس و حال عجیبی داشتم   اخ که چقدر دوست داشتم بیای چقدر گرمای تو لذت بخش اومدی پاییز خش خش زرد من . هر چند که بعضیا میگن بازم این فصل دلگیر اومد اما من دلم واسه گریه هات تنگ شده بود چون خیلی وقت که دلم میخاد ببارم منتظر بارش تو بودم تا هیچگی گریه منو نبینه پس زودتر اشگها و برگهای زردتو بریز که دلم خیلی گرفته

خیلی دلم میخاد دوباره شعرمو برام بخونی

 

دخترک همچنان کنار پنجره انتظار می کشید و از پشت شیشه های ترک خورده اش، پاییز را تماشا می کرد ...

انگار منتظر آمدن کسی بود انگار یقین داشت که او پاییز خواهد آمد ...

هفت خزان گذشته بود و دخترک همچنان کنار پنجره چشم به دور دستها دوخته بود ...

پلکهایش برای در آغوش گرفتن یکدیگر لحظه شماری میکردند، ولی دخترک لذت خواب را فدای انتظار در بیداریش میکرد ...

در آن لحظات و در اوج زیبایی پادشاه فصل ها و تلالو رنگ های ناب نارنجی بر بوم نقاشیش، خدا خدا می کرد و صدای خش خش برگ های خزان زده پاییزی، زیباترین ترانه زندگیش بود ...

در اوج ریزش نم نم باران پاییزی فریاد می زد و چشم هایش با بغض باران پیوند خورده بود ...

گیسوانش با وزش باد پاییزی، رقص را با تمام وجود معنا میکرد چون او یقین داشت که مسافرش در پاییز خواهد آمد ...

پاییزو دوست دارم به خاطر خش خش برگ های پیاده رو، به خاطر آسمون ابری و دلگیرش، به خاطر بارون نم نمش، به خاطر غروبای غمگینش، به خاطر زرد و سرخ و نارنجی بودنش، واسه مرغای مهاجرش، واسه ننوشتن خودکار توی هوای سردش، برای لباسای گرمش، برای شبای طولانیش، برای شاخه های لخت درختاش،برای لطافتش، برای رقص باشکوه و موسیقی زیبای برگ های درخت هاش، و برای آزاد شدن و پروانه شدنش ...

 

 

پ ی ن و ش ت :

 

1: زرد است که لبریز حقایق شده است    تلخ است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی              پاییز بهاریست که عاشق شده است

 

2: البته بعضیا هم به این دلیل ناراحتن چون باید کادو بخرن !

 

3: کاش بازم برام می خوندی :

    دوباره پاییز فصل تولد تو                دوباره دل اسیر به یاد رفتن تو

 

4: دلم میخاد بچه می شدم می رفتم مدرسه !

 

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت1:12توسط نیما | |

بنام خدای پاییز  

                    فصل عاشقان

 

یکی از سخت ترین کارها همیشه شروع کردن به انجام یک کار. همیشه برام نوشتن و بویژه شروع کردن به نوشتن یکی از سخت ترین کارها بوده ! اما بلعکسش حرف زدن برام خیلی راحت بوده ! به قول یه عزیز باید ضبط صوت بذارم پیشم تا حرفامو ظبط کن بعد راحت می تونم حرفامو بیارم رو کاغذ !

 

به هر حال توی این مدتم بیکار نبودم ، درسته که حرفامو نگفتم اما زبون شعر کارمو راحت کرده بود. متولد ماه مهر 2 یه تولد دیگه برای من توی سالگرد تولد خودم که امیدوارم این سختی نوشتن رو برام کاهش بده . البته این پست خیلی رسمی شد ولی خوب پست اول بیخیال !

 

پ ی ن و ش ت :

 

1 اون عزیزی که گفتم خیلی خیلی عزیز !

 

2 ادرس متولد ماه مهر 1  : motevaledmahmehr.blogfa.com

 

3 درود بر میلاد !

 

4 پیمانم دلش گرفته !

 

5 تو دنیا سعی کن 2 نفر باشی ، برای خودت زندگی کنی برای دیگری زندگی باشی

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت10:39توسط نیما | |